السيد محمد حسين الطهراني
361
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ أبيات حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در شب عاشورا ؛ و بىهوش شدن حضرت عقيلهء بنى هاشم : زينب كبرى سلام الله عليها ] حضرت سجّاد : علىّ بن الحسين عليه السّلام گفتند : در آن شبى كه پدرم فردايش كشته شد ، من نشسته بودم ، و عمّهام زينب از من پرستارى مىنمود ؛ ناگاه پدرم برخاست ، و در خيمهء ديگر رفت و حوىّ « 1 » را كه غلام آزادشدهء ابو ذرّ غفّارى بود ، و در فنّ أسلحهسازى مهارت داشت ، با خود برد ؛ و پدرم با خود اين أشعار را مىخواند : يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالإشراق و الأصيل ( 1 ) من صاحب و طالب قتيل * و الدّهر لا يقنع بالبديل ( 2 ) و إنّما الأمر إلى الجليل * و كلّ حىّ سالك سبيلى ( 3 ) 1 - اف باد بر تو اى روزگار ؛ بد دوستى هستى ! چه بسيار در وقت صبح و در وقت شب كه گذشته است ؛ 2 - تو يار و همنشين خودت ، و طالب حقّ را كشتهاى ! و روزگار بدل قبول نمىكند . و به بدل قناعت نمىورزد . 3 - و فقطّ ، أمر و اراده بدست خداوند بزرگ است . و هريك از أفراد زندگان ، به همان راهى مىروند كه : من مىروم . پدرم اين أبيات را دو بار ، و يا سه بار تكرار كرد ؛ تا من مقصودش را دريافتم ، گريه گلوى مرا گرفت ؛ و من آن را بازگردانيدم ، و خوددارى و سكوت نمودم ، و دانستم كه : بلا فرودآمده است . و أمّا عمّهام زينب ، آنچه را كه من شنيدم ، او هم بشنيد ؛ ولى از آنجا كه رقّت قلب ، و زارى نمودن شيوه و سرشت زنان است ؛ نتوانست خود را نگهدارد . و ثبت تجرّ ذيلها حاسرة حتّى انتهت إليه و قالت : وا ثكلاه ! ليت الموت أعد
--> ( 1 ) ص 117 گفته است : حوىّ با فتح حاء مهمله ، و ياء مشدّده ، بر وزن سرى به ضبط مرحوم محدّث قمى صاحب تأليف نفس المهموم ؛ و با ضمّهء حاء و فتح واو به ضبط تاريخ طبرى ، مولاى ابو ذر غفارى بود . يعنى غلام آزادشدهء او .